توضیحات
Facing summer with her two boys, ages ten and seven, Pam Lobley was sifting through signups for swim team, rec camp, night camp, scout camp, and enrichment classes. Overwhelmed at the choices, she asked her sons what they wanted to do during summer: ‘Soccer? Zoo School? Little Prodigy’s Art Club?’
‘Why can’t we just play?’ they asked.
A summer with no scheduled activities at all . . . The thought was tempting, but was it possible? It would be like something out of the 1950s. Could they really have a summer like that?
Juggling the expectations of her husband (‘Are you going to wear garters?’), her son, Sam (‘I’m bored!’), and her son, Jack (‘Can I just stay in my pajamas?’), Pam sets out to give her kids an old-fashioned summer. During the shapeless days, she studies up on the myths and realities of the 1950s. With her trademark wit and candor, she reveals what we can learn from those long-ago families, why raising kids has changed so drastically, and most importantly, how to stop time once in a while and just play.
————————————————————–
ترجمه ماشینی :
پم لوبلی در مواجهه با تابستان با دو پسر ده و هفت ساله خود، در حال بررسی ثبت نام برای تیم شنا، کمپ ریکاوری، اردوی شبانه، اردوی پیشاهنگی و کلاس های غنی سازی بود. او که از انتخاب ها غرق شده بود، از پسرانش پرسید که می خواهند در تابستان چه کار کنند: «فوتبال؟ مدرسه باغ وحش؟ Little Prodigy’s Art Club؟”
“چرا نمی توانیم فقط بازی کنیم؟” آنها پرسیدند.
یک تابستان بدون هیچ فعالیت برنامه ریزی شده ای . . . فکر وسوسه انگیز بود، اما آیا ممکن بود؟ چیزی شبیه به دهه 1950 است. آیا واقعاً میتوانند چنین تابستانی داشته باشند؟
با توقعات شوهرش (“آیا میخواهی بند بند بپوشی؟”)، پسرش، سام (“حوصلهام!”) و او را کنار بگذارند. پسر، جک (“آیا می توانم فقط با لباس خوابم بمانم؟”)، پام تصمیم می گیرد تا تابستانی قدیمی را به بچه هایش بدهد. در طول روزهای بی شکل، او در مورد اسطوره ها و واقعیت های دهه 1950 مطالعه می کند. او با شوخ طبعی و صراحت نشان می دهد که ما می توانیم از آن خانواده های قدیمی یاد بگیریم، چرا تربیت بچه ها به شدت تغییر کرده است، و مهمتر از همه، چگونه می توان هر چند وقت یک بار زمان را متوقف کرد و فقط بازی کرد.
tag : دانلود کتاب چرا نمی توانیم فقط بازی کنیم؟: وقتی فهمیدم بچه هایم خیلی شلوغ هستند چه کردم , Download چرا نمی توانیم فقط بازی کنیم؟: وقتی فهمیدم بچه هایم خیلی شلوغ هستند چه کردم , دانلود چرا نمی توانیم فقط بازی کنیم؟: وقتی فهمیدم بچه هایم خیلی شلوغ هستند چه کردم , Download Why Can’t We Just Play?: What I Did When I Realized My Kids Were Way Too Busy Book , چرا نمی توانیم فقط بازی کنیم؟: وقتی فهمیدم بچه هایم خیلی شلوغ هستند چه کردم دانلود , buy چرا نمی توانیم فقط بازی کنیم؟: وقتی فهمیدم بچه هایم خیلی شلوغ هستند چه کردم , خرید کتاب چرا نمی توانیم فقط بازی کنیم؟: وقتی فهمیدم بچه هایم خیلی شلوغ هستند چه کردم , دانلود کتاب Why Can’t We Just Play?: What I Did When I Realized My Kids Were Way Too Busy , کتاب Why Can’t We Just Play?: What I Did When I Realized My Kids Were Way Too Busy , دانلود Why Can’t We Just Play?: What I Did When I Realized My Kids Were Way Too Busy , خرید Why Can’t We Just Play?: What I Did When I Realized My Kids Were Way Too Busy , خرید کتاب Why Can’t We Just Play?: What I Did When I Realized My Kids Were Way Too Busy ,






نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.